هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

محدود کننده

انقدر بدم میاد انقدر بدم میاد انقدر بدم میاد وقتی میام راجع به چیزی که دوس نداره صحبت کنم ولی نمیخواد راجع بهش حرف بزنه ، یه حرکت منکراتی رو لبای خودش و من میزنه فکر میکنه خیلی حرکت عاشقانه ایه :/ خیلیم مشمئز کنندس خیلیم حالم بهم میخوره ازت اون موقع :/ اه اه :/ 

بدم میاد همه چیو اینجوری میخواد حل کنه نفهم بشین ببین مشکلم چیه باهات :/ 

اصلا از این حرکت های محدود کننده بدم میاد . 

تزش اینه مشکل روز پیش مال روز پیش بوده تموم شده رفته ، عه نه بابا ؟! پس منم هرغلطی خواستم میکنم فرداش میگم مال دیروز بوده چرا حرفشو پیش میکشی !! 

والا . مثه بچه ها باید باهاش لج کرد تا بفهمه قضیه از چه قراره .

الان یه غلطی میکنی من خوشم نمیاد بعد میگی تموم شده کشش ندم ، بار بعد دوباره همین غلطو میکنی همینو میگی !! 

میخوام خفش کنم .


پ.ن:


به قول پریسا ادم حس تجاوز بهش دست میده . منم خیلی تلاش میکنم پسش بزنم ولی مهار کردن من براش کاری نداره . خیلی راحته براش . در موردش نمیاد حرف بزنه چون حس محکوم شدن رو دوست نداره ، خودش میدونه اشتباه کرده . 

هرچقدرم سنگین میشم باهاش ، خودمو میگیرم ، قهر میکنم اصلا به روی خودش نمیاره . فوقش میگه چته دوباره قیافه گرفتی بعد من میگم خودت دلیلشو میدونی . میگه نه من چیزی یادم نمیاد چرا ؟! خودشو میزنه به خنگی و اون راه . اینبار اگه پرسید میگم نمیدونم . اصلا تلفناشو جواب نمیدم .

والا .