هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

معلم

همیشه دوست داشتم معلم بشم ، نشدم . بعد ها دلم خواست همسرم معلم باشه . از اون معلم های خوش قد و بالای خوشتیپ که بوی ادکلنش میکشه همه رو .

همسرم هم معلم نشد . 

اون موقع که با دوس پسرم کات کرده بودم یه معلم جینگول و باحالی اومده بود جهت امر مقدس مخ زنی .

اصلا حوصله ی شروع یه رل جدید رو نداشتم . ازش پرسیدم شغلت چیه ؟ گفت معلم . عکساشو با بچه های کلاسش فرستاد .

عزیزم چقدر نقلی بودن نی نی کوچولو ها .

مثه این خنگا یهو گفتم وای من چقدر معلمی رو دوس دارم ، خودم که معلم نشدم دوس دارم همسرم معلم باشه . عاقا ما اینو گفتیم مگه دیگه ول میکرد ؟! خب دختره ی خنگ اینجوری میگی معلومه پسره به منظور میگیره . 

هی میگفت یه مدت اشنا بشیم خانواده ها در جریان باشن و فلان با یه اخمی گفتم ما از اون خانواده هاش نیستیم عاقا :)) 

با اون سر و وضع ما از اون خانواده هاش نیستیم :)) پسره همینجوری دهنش باز موند چیزی نگفت فهمید دارم میپیچونمش و رفت . 

واقعا دلم میخواد برم و یک سال تدریس کنم .