دراز کشیده بودم مثل الان که دراز کشیدم ، داشتم فکر میکردم که چقدر بعضی ها عقده هایی از خشم و کینه توی خودشون جمع میکنن همیشه عصبین و ناراحتشون میکنه .
منم دچارش شدم و میدونم چقدر حس مزخرفیه مخصوصا وقتی ده هزار بار بهش فکر میکنی .
خیلی جالبه ، وقت هایی که هشت نیست و خبری ازش نمیشه ، بیشتر به فکرشم و مدام یادشم . وقتایی که هست یا حرف میزنیم یا یه جوری با هم در ارتباطیم ، کمتر بهش فکر میکنم .