حوصله ندارم .
وقتایی که حوصله ندارم خودم دپ میشم ، کاری نمیکنم خودش شسته میشه میره پایین .
قبلا هشت میشست میبرد ولی اصلا دوس ندارم اینکارو بکنه .
حتما کلی میخواد غر بزنه .
حوصله ی اونم ندارم ، اصلا از چشمم افتاده . دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم .
این همه میای با ذوق و شوق عشق فوران میکنی باهاش مهربونی بعد میزنه تو ذوقت ، میپره بهت ، پاچه میگیره ، نمیدونم اعصابش از کجا خرابه میاد سر من خالی میکنه ، از این کارا دیگه ، هرکی باشه خسته میشه این همه عشقو بدی به یکی اون پس بزنه .
بذار تو حال خودش باشه :)) منم تو حال خودم .
خودشم متوجه شده ها میگه چرا مثه قبل مهربون نیستی .
حالا فک نکنه به خاطر یلداس ؟! اوه اوه الان یادم افتاد .