دیگه انقدر گریه کردم و حالم گرفته س چشام باز نمیشه. هنوز باورم نمیشه انگار واقعا دنیا به آخر رسیده برام.شاید چون آینده ی دیگه ای رو برای خودمون تصور میکردم.کلافه م و نمیدونم تا شنبه که روز اخره چیکار کنم.حالم خیلی بده.
قبلا بهم گفته بودن فلان چیز رو بهش نگو اصلا و ابدا.اگر میخوای بگی برعکس بگو یا لفافه.
منم جدی نمیگرفتم میگفتم نه بابا این چرت و پرتا چیه! حرف زدن منطقی که عیبی نداره،ولی واقعیت این بود که باید به تجربه بقیه اعتماد میکردم و گوش میدادم.
من حرف خودمو زدم اونم از سر لجبازی حرف خودشو زده و من هرچی گفتم گفت نه.
حالام که داره میره.