هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

وقتی بچه میشی

داره میره دیگه.تا الان اگه در حد حرف بود دیگه قطعی شد رفتنش.فقط منم که لحاف پشم شیشه‌مو بغل کردم و بغض و اه و گریه؟

چطوری یکی که معشوقم بوده همه دنیام بوده، دوستم شده همخونه شده مهمونم شده 

همه ی اینا رو ول کنم و بدارم بره؟چون هیچ ربطی به من نداره؟

اصلا من این موضوع هیچ ربطی نداشتن رو نمیفهمم!شما چه نسبتی با هم دارید و مرگ!ایشون بخش اعظم خاطرات منو تشکیل میدن،شدن گوشت و پوست و استخونم.

بخشی از وجودم هستن

خب دیگه زیادی کس گفتم بای