-
بیلاخ
1397/03/19 01:10
اینکه کامنت ها رو لایک یا دیس لایک میکنید ، به کامنت لایک دادید یا به جواب من ؟!
-
مرصی اه
1397/03/19 01:08
پست کراش رو خیلی جدی گرفتید ! کی میاد روی شما ها کراش بزنه تباها :/
-
حذف
1397/03/18 20:03
باید حذفشون کنم . حذف هم نمیشن باید کمشون کرد . حتما باید اینکارو بکنم . حتما .
-
لوس
1397/03/18 19:23
امروز دوباره تکرار شد ، دوباره توی جمعی بودم که سعی در تخریب و تحقیر من داشت . سعی داشتن با رفتارشون ثابت کنن من وجود ندارم . توهین کردن ، قضاوت کردن و سعی کردن بگن که من کلا اضافیم . سعی کردم به روی خودم نیارم ، تحمل کردم تا تموم شه . خیلی سخت گذشت . زنگ زدم به لویی بیاد دنبالم . تا لویی رو دیدم بغلش کردم تا تونستم...
-
دلی جان
1397/03/17 22:34
رفتیم رستوران دلی جان خیلی خوب بود .
-
تباهی
1397/03/17 15:47
از وبلاگ خسته شدم . از این رایتینگ کردن های بی مورد . دلم یکم کرم ریختن ، یکم شیطنت میخواد ! دلم تعلق نمیخواد ، لویی نمیخواد ، دوس دارم مثل یه نسیمی که داره رد میشه نامعلوم نامشخص ناشناس باشم . میدونی زن هایی مثل من جامعه رو خراب میکنن ! زن هایی که با لوندی های بی موقع و بی دلیل ولی آگاهانه بلدن چطوری دل ببرن ....
-
:/
1397/03/17 14:14
داشت حرف میزد حوصله نداشتم گوش بدم ، اخرش گفت قبول داری ؟ گفتم آره . پرسید قبول دااارررییی ؟! گفتم نمیدونم والا . فک کنم ناراحت شد :/
-
توامان ناز و نیازی
1397/03/17 02:27
یه سری از نوشته ها ، درفت هستن . ینی زمانی من نوشتمشون و حالا به هر دلیلی دوست نداشتم منتشرشون کنم ، چند وقت بعد منتشرشون میکنم . لویی خوبه خیلی هم خوبه ، اگر نشون هر کس دیگه ای بدیش با این خصوصیاتی که داره صد در صد همون لحظه لویی رو میزنه زیر بغلش و با خودش میبره :)) . اما لویی مال من نیست ، نمیخوامش ! الان نمیتونم...
-
عوضی نباشیم
1397/03/17 01:42
- چرا کشتیش ؟! + وسط چت میذاشت و میرفت آقای قاضی . - ختم جلسه .
-
حس خوب
1397/03/17 00:27
پیرو پست قبلی باید بگم لویی پیام داد و گفت سلفی بگیر از خودت ، وقتی براش فرستادم نوشت " نباید قربون تو رفت ؟ " +حس گهی که دارم رو اینجوری میشورم ببره :)
-
کاریزماتیک
1397/03/17 00:06
همینجوری ریلکس کردم و دارم فکر میکنم چطور باید این گندی که زدم توی شناسنامم رو پاک کنم ؟! کاراش زیاده ؟! هربار به این مسئله فکر میکنم اعصابم کی.ری میشه :/ الان تو فاز فرارم به قول امانل :)) امروز لویی (بعدا معرفیش میکنم) داشت انتگرال های سخت سخت که نیما بهش داده بود حل کنه رو حل میکرد . همینقدر جذاب بود *_* بعضی وقتا...
-
CC
1397/03/16 21:59
اهنگ دیره دیگه دیره از مهرداد ، شرح حال خیلیاتونه :/
-
قامت
1397/03/16 21:54
بگید کیو دیدم تباها :)) امیییییییییید :)) ابروهاشو برداشته بود و کرم زده بود به صورتش سفید شده بود :)))) لاغر شده بود :)) بهش گفتم امید نکنه داری میری اونور تغییر جنسیت بدی ؟ :)) خب این چه وضعشه ؟! گفت ریحون چطوره ؟ گفتم نمیدونم خبری ازش ندارم سر کمکی که به توی احمق کردم قهره . اصلا معلوم بود دلش برای ریحانه تنگ شده ،...
-
افطاری
1397/03/16 18:18
اصلا حوصله ندارم با بچه ها جمع شیم بریم بیرون افطاری بخوریم اصلا و ابدا .
-
تگ
1397/03/16 17:50
هوا بس نا جوانمردانه گرم عست . نمیدونم شاید شما خوشتون بیاد از اینکه هر روز تا میاین حرف بزنید یکی بهتون بگه وای تو چقدر ...(تگ منفی)... هستی ، ولی بقیه خوششون نمیاد ! دوستم دیروز میگه تو چرا دیگه باهام نمیحرفی هفت ؟ منم راستشو گفتم . گفتم تا میام بحرفم میگی تو چقدر زودرنج و مزخرف هستی ، یا هرچیز دیگه ای ! به جای...
-
ابیرام
1397/03/16 05:02
یه پسره هست بیش از حد میاد و شوخی میکنه ، باهاش خوش برخوردم چیزی نمیگم ، البته اونم پاشو از حدش فراتر نذاشته . امروز یکی از اقایون پرستار اومد یه مورفین بگیره گفت ابی (ابراهیمی فامیلیشه) کرجه . گفتم عه مگه کرجی هستن ؟! گفت نه بابا نامزدش مال کرجه اینم کش تومبونشو ول کنی میره کرج . والا با این حجم از مزه هایی که این...
-
هیر هیر
1397/03/16 04:56
خوابم نمیبره :( امروز هیراد زنگ زد باهام حرف زد . گفت شماره ی منو جیم جیم بهش داده . خوشم نمیاد کسی بدون هماهنگی چیزی از من به کسی بگه . حالا چه شماره چه چیزای دیگه . هیراد اصرار داشت منو ببینه گفتم سرم شلوغه و شیفتم .
-
لبخند گشاد
1397/03/16 04:51
یهو برمیگرده میگه اممم خانوم هفت شما سحری خوردین ؟! تا بناگوشم لبام کش میان و سعی میکنم ذوق زدگیمو پنهان کنم ک میگم نه ! میگه عه بدو دختر الان اذان میگن ، آقای فلانی شما برای دخترمون مریض فرستادی ؟! اقای فلانی میگه نه . میدوئم و به اصرارش سحری میخورم .
-
:(
1397/03/15 15:50
ناراحت میشم وقتی میفهمم انتخاب چندمتون بودم .
-
کراش
1397/03/15 15:49
من رو نصفتون نظر دارم *_* لامصب چه چیزایی هستید ^_^ پ.ن: اگر روی من کراش دارید میتونید با اسم خودتون یا اسم مستعار کامنت بذارید ^_^ سپس شماره ی کارت رو براتون میفرستم ^_^ میتونید ناشناس بذارید یا بگید که تایید نکنم :)) [صد سال میگذرد و نویسنده همچنان سماق می مکد و به گای سگ میرود تا بلکه کسی روی او کراش داشته باشد]
-
عصبیت
1397/03/15 14:58
-خسته شدم انقدر خودمو برات توضیح دادم ، انقدر خنگی که نمیفهمی الان باید قربون صدقم بری ؟! یا الان وقت بغل کردنمه ؟! چرا اینا رو نمیفهمی ؟! کل جذابیتش به اینه که خودت بفهمی ، تو باید منو کشف کنی . نه اینکه من خودمو واست توضیح بدم :/ از دستت خیلی عصبانیم . + به تخمم - •_•
-
به خاطر یکم تخم !
1397/03/15 14:20
رفتم تخم شربتی بخرم ، وقتی خواستم حساب کنم انقدر گرون بود که میخواستم همونجا انقلاب کنم ! خدا بگم چیکارت کنه ترامپ ، دیگه این گیاه میاه ها هم اون دویست و پنجاه گرم گوشتو از ما دریغ میکنن :/ #تخم_شربتی #مفهومی
-
رفتار
1397/03/15 01:40
حرف زدن باعث میشه فضای باز ذهن افزایش پیدا کنه . اون چیزی که توی دلتون مونده رو بگید . من میخوام بگم که اطرافم رو درک نمیکنم :( محیط اطرافمو نمیفهمم :( ارتباط ادم ها رو نمیفهمم :( از بس توی لفافه س :/ چرا هیچکس صادق و رک و پوست کنده رفتار نمیکنه ؟!
-
خروس
1397/03/15 01:38
میخوام برم روی تختم و چشمامو ببندم و بخوابم :( ولی فکر چرا مرغا زانو هاشون برعکسه این اجازه رو بهم نمیده :(
-
کپکولک
1397/03/15 01:37
دارم کپک میزنم از تنهایی :(
-
عنانه
1397/03/15 01:36
- میشه انقد عن نباشی ؟ + اخه جور دیگه بلد نیستم رفتار کنم :(
-
ایده آل
1397/03/14 17:56
رزاقی تا وقتی ایده آل من بود که فک میکردم عروس و دوماد داره ، نه الان که فهمیدم اون پسربچه هه بچه خودشه :( فک کن دو تا بچه کوچیک داره ! و یه ماشین لاکچری *_* امروز از یه پرستاره پرسیدم و این اطلاعات خفن رو گرفتم :)) بهش گفتم فکر کردم بیشتر از این حرفا سنشه ، گفت نهههه بفهمه خودشو میکشه :))
-
:/
1397/03/14 13:05
واقعا برام عجیبه وقتی باهاتون هیچ برخوردی نداشتم به جز دو سه باری که فقط سلام و علیک باهاتون داشتم ، بعد میاید خودتونو میگیرید برام :/ خب چتونه ؟!
-
آب
1397/03/14 00:40
خب از رزاقی بکشم بیرون ، انگار زن و بچه داره به عروس و دوماد نرسیده هنوز :)) بریم سراغ اینکه یکم چرت بگم براتون . عامو اصفهان چرو اب نداره ؟!
-
رزی من :*
1397/03/13 19:40
یه نفر چطور میتونه انقدر جذاب و خوشگل و مودب و خواستنی باشه ؟! خدایا چطوری این رزاق رو انقدر نفس افریدی ؟! عشق منه :* عزیز دلمه :* خدا رو شکر که ناراحت نیست از دستم . خوشم نمیاد کسی از دستم ناراحت باشه .