گیر عجیبی داده به کار من ! میگه چرا نظم نداره !!
چشم به بیمار میگم هر موقع خواست ارست کنه اطلاع بده !!
والا . دیگه خسته شدم عاقا از الان بخواد انقدر اذیت کنه نمیشه که من اعصاب ندارم هرری عاقا خوش اومدی .
ناموسن وقتی فلانی میاد خونه ی ما انقدر روی اعصابه که خدا میدونه . دیوانه کننده رو مخه هااااا یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی اصلا نمیدونم چرا اینجوریه .
یکسره حرف میزنه کاش حرف حسابی میزد چرت و پرت میگه .
مثلا کافیه تکون بخوری میگه وا چرا تکون خوردی مشکلی چیزی داری فلانی هم مشکل داشت بیسار شد .
احساس مزاحمت عمیقی میکنی وقتی هست . خدا نصیب کسی نکنه .
ربطی به بی اعصابیم نداره ها کلا تزش همینه ادم با حال خوب هم باشه میرینه به اعصابت .