هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

شراب الهی

الانه که از تنهایی سرم رو بکوبم تو دیوار پشت سری

سرم گیج میره و چشمام سنگینه

آب میخوام و ازم خیلی دوره

گرسنمه و نمیدونم تو این آشفته بازاری که هستم چی درست کنم

کاش فقط میشد اسکیپ کرد و رفت مرحله ی بعدی

شده وقتی سرتون شلوغه حوصلشو سر بره؟ من انقدر سرم شلوغه گه نمیدونم از کجا شروع کنم گوه گیجه محض! ولی حوصلم سر رفته از بیکاری

امروز با می می حرف زدم و گفت ول کن محیا،فقط ول کن ول کن و برو اصلا برو میخوام ببینم کی میخواد یقه تو رو بگیره رها کن تلاش نکن برای هرچیزی که سر رات میبینی

دراز کشیدم روی مبل انگار داشت برام قصه میگفت


گفت بیا بازی کنیم گفتم باشه

انقدر باختم که خودش فهمید تو مودش نیستم و گفت فدای سرت بابا

الانم بی حال و منگ و خسته افتادم روی تخت به وضوح عوارض پیری رو حس میکنم

این سرازیری بارم مشهود تر شده

دلم چقدر هوای سروش کرده :( باید یه روز زنگ بزنم و یه قراری بذارم باهاش، شاید روز تولدش

شب که میشه فشارم بالا میره و سر درد های شدید میگیرم بابا نوبت دکتر قلب داره باهاش میرم


نمیدونم چرا یهو یاد اون پسر جوونه افتادم تقلبی خورده بود و جایی رو نمیدید و بردنش دیالیز

وقتی برگشت بازم نمیدید اما هنوز لبخند میزد و میخندید

از این پسرایی بود که با خودت میگفتی این بچه مثبته بابا خیلی گوگولیه اهل اب شنگولی نیس

خدا کنه نابینا نشده باشه و چشاش ببینه وگرنه حیف یه پسر بیست و دو سه ساله


نظرات 1 + ارسال نظر
ساشا 1401/02/29 ساعت 22:02

دوستت رفت؟

با دوستاش ددره

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد