رفتیم خیلی شیک بیرون و برگشتیم .
گفت میخواد یه چیزی بگه ، میخواد پولش رو در یه مضاربه سرمایه گذاری کنه .
یکم حرف زدیم و غذا خوردیم .
دوس داره محل کارش رو تغییر بده .
دوس داره بره دانشگاه و تدریس کنه خیلی هم بهش میاد .
فقط یکم از اینکه با منه پشیمونه !! میگفت کاش اول این کارایی که دوس داره رو انجام میداد و بعد ازدواج میکرد .
میگفت ریسکه و شاید کل سرمایش بره .
گفتم یه مقداریشو سرمایه گذاری کن گفت به درد نمیخوره اینجوری اگه سود کلان میخوای باید ریسک کرد .
منم گفتم که کلا با ریسک موافقم حتی اگه همه چیمو ببازم .
اونم گفت نه در این حد ولی خب محتاطه .
اینجوری که من اینو شناختم اصلا از این ریسکا نمیکنه .
آدمها آرام آرام دست از ریسک کردن برمیدارن
بخصوص در دهه چهارم زندگی