یه بار یکی از مکالماتی که با همین دانشجوی پزشکی شیرازی مذکور با هم داشتیم و یه رگه ی شوخی خیلی کمرنگی داشت ، براش تعریف کردم یهو گفت خیلی بیجا کرد اینو به تو گفت .
بعد گفتم نه اخه چیز خاصی نگفت ، یهو گفت اون غلط کرد با تو ، چه دلیلی داره از اون طرف بیاد با تو بحرفه ؟ ( البته این پسره یه تمرکز عجیبی هم داره روی من)
یه جوری عصبانی شد که با مسائل شب جمعه قضیه رو نمیشد فیصله داد ، خلاصه یه جوری جمعش کردیم .
بعد شما فک کن من بیام براش تعریف کنم پسره اومده به من گفته ببین اون دو میلیون اسپرم دیگه چی بودن و ...
من به حرفای پسره نخندیدم ولی اخم و اینا هم نکردم شاید همین به منزله ی "خیلیم بدش نیومد" باشه . اینبار اومد چیزی بگه یه برخورد نسبتا "اوه اوه عجب سگی شده فک کنم پریوده" باهاش خواهم داشت.
*وسایلامو برای یه هفته جمع کردم برم پیشش ^_^
سلام خانوم دکتر جدیدا با وبتون اشنا شدم خیلی خوشم اومد که انقدر راحت و طناز می نویسید موفق باشید