-
ای دل دل ای دل ای
1398/04/06 20:32
دلمو دراوردم و گذاشتمش رو به روم و دوس دارم بشینم باهاش گپ بزنم و چای بخوریم. بهم از حال و روزش بگه ، اینکه جه بلاهایی سرش اوردم ، اینکه مجبورش کردم درد عشق بکشه ، اینکه خودمو انقدر کوچیک و بی ارزش کردم تا بتونه پسم بزنه. بهش میگم میدونی ؟ بهترین کیس روی زمینم باشی وقتی عزت نفس نداشته باشی و خودتو کوچیک کنی به هیچ...
-
اورژانس
1398/04/06 20:29
نشستم پیشش و میگه باید دخترمو ببینی محیا. وقتی همو دیدیم ، همو شناختیم هر دو فهمیدیم اگر دست نگه داشته بودیم و ازدواج نمیکردیم یا جور نمیشد یا زودتر همو دیده بودیم ، الان که در این مکان و زمان بهم خوردیم قطعا نیمه ی گمشده ی همدیگه بودیم. لبخند میزنم و میگم آره یه روز بیارش اورژانس ببینمش.
-
گم شده
1398/04/05 11:55
مال همه با شاتوت چیدن و توت چیدن و دلبری کردن از یار و مخ زدن با یکی دوس شدن ، مال ما با بیا تو اتاق سی پی آر یه مطلب خصوصی هست که باید عرض کنم و سوتفاهم براتون پیش نیاد و من بهتون علاقه ای ندارم و نخواهم داشت بود. وقتی هم بهش گفتم تو اینجوری گفتی اونجوری گفتی ، گفت : خب بگم! من با همکلاسیای دانشگامم اینجوری بودم !...
-
مرد
1398/04/02 11:14
اون پسره عبدی بود از پریسا خوشش میومد ؟! براش میخوند مراد مراد تو مراد منی ؟ از یکی دیگه خواستگاری کرد . دختره هم جواب رد داد . عبدی مرد .
-
دوست
1398/04/01 06:45
وقتی برگشت بهم گفت فک میکنم براتون سوتفاهم پیش اومده!! وقتی گفت من رفتارم عادیه و به شما علاقه ای ندارم. اونجا که گفتم فک کنم شما دچار سوتفاهم شدی، چون منم نگفتم به شما علاقه دارم! اونجا دقیقا خود خود واقعیم رو شکستم تا بهش نگم من تو رو دوس دارم خیلیم دوس دارم.هرکاری دوس داری بکن.راه خودتو برو ولی من از دوس داشتنت دست...
-
دختر بودن
1398/03/29 10:54
من نمیدونم دختر بودن چطوریه ؟! هربار یکی منو میبینه میگه یکم دختر باش بابا. ویژگی خاصی داره دختر بودن ؟
-
علی عبدالمالکی
1398/03/27 02:05
حال من دست خودم نیست... دیگه اروم نمیگیرم...
-
گند
1398/03/27 02:03
امروز چند نفری دور هم جمع شدن و برام تولد گرفتن . منتها این چند نفر افراد خانوادم بودن و با عشق برام تولد گرفتن. نمیدونم چرا انقدر غمگین بودم و اصلا خوشحال نبودم. برعکس چند روز پیشش که برای تولدم ذوق داشتم. من همینجوریم.برای هرچیزی که ذوق دارم از قبل ، گند میخوره توش.
-
تولدم
1398/03/26 16:01
از بی ذوقی دوستام دلم به درد اومد . برای تولد هر کدومشون یه جوری سوپرایزشون کردم .نه انقدر بزرگ ولی سوپرایزشون کردم و سوپرایز شدن . بعد امروز کادوشونو گرفتن دستشون و گفتن تولدت مبارک. خیلی بیمزه و لوس :/ انگار اون چند هزاری که خرج شده بود توی گلوشون ماسیده بود و نمیخواستن بدهکار کسی باشن ! زبونم نچرخید بگم نیاز به...
-
احمق
1398/03/13 00:23
من مثه خر میرم شیفتامو برای اینکه با این عنتر خان باشم جا به جا میکنم اونوقت میبینم شیفتشو جا به جا کرده و نیستش .
-
بی زبون
1398/03/08 08:55
بنده خدا دیگه نمیدونه به چه زبونی بگه منو نمیخواد
-
دوراهی
1398/03/01 18:25
خیلی حس بدیه وقتی فکر میکنی یکی بهت علاقه داره و طبق اون فکر و احساس جلو میری . وقتی جلو میری و شروع میکنی به دوس داشتنش ، فکر کردن بهش ، نخ دادن بهش ، کم کم دل میبندی بهش ، عاشقش میشی و شبانه روز رفتارش فکرتو مشغول میکنه . بعدیه دفعه میبینی عاشقش شدی و خبری از اون نیس. میبینی تمام اون رفتارایی که فکر میکردی ممکنه عشق...
-
ریدی داداچ آبم قطعه !
1398/02/30 20:47
انقدر حالم بده و آشفتم نمیدونم چیکار کنم . همیشه کارم مسخره کردن آتئیستا بود ولی از هر طرف نگاه میکنم میبینم راست میگن . خدایی نیست. هی میگردی کار میسپری دستش میای میبینی ریده :/ ای بابا اگه خدا بودن اینه بشینی یه گوشه اوضاع رو تماشا کنی که منم میتونم خدا باشم ! نصف جهان خدان که ! ریدی که با این خدا بودنت .
-
وقتی مغزش کار میکنه
1398/02/23 20:02
میگه: «بعضیا رو باید گرفت شلوارشونو کشید پایین اونجاشونو نگاه کرد چی دارن که اینقدر شوهراشون بهشون میرسن! » میگم شاید باهوشه .
-
ایکس شر
1398/02/20 11:52
هیچ حس خوبی بالاتر از این نیست که ببینی دلدارش اصلا خوشگلتر از تو نیست . البته به عنوان دلداری میتونی به خودت بدی وگرنه همین که با یکی دیگس خودش حس کسشریه .
-
جنگله
1398/02/18 21:04
امروز فقط سه تا تخت قلبی خالی داشتم و نمیخواستم کیس عفونی و داخلی بخوابونم . یه خانم حدود چهل و پنج ساله اومد و دخترش کیس داخلی بود و گفتم برو درمانگاه دکتر داخلی هستش . متاسفانه دکتر داخلی خنگولمون کشیک درمانگاه بود و هر ننه قمری رو میخوابوند . این دختر رو هم بستری کرد . اومد گفت بستری نوشته گفتم تخت نیس قبول نکرد و...
-
کاندون
1398/02/16 22:08
واااااای :)) ببین ببین میخوام یه روش جلوگیری بهتون یاد بدم که ردخور نداره :)) یکی ازمریضای همیشگیمون هر وقت میومد بیمارستان یه بچه همراش بود یکی بغلش بود یکیم حامله بود , هربار هم که میومد یکی به تعدادشون اضافه شده بود . اهل کشور دوست همسایه بودن و سواد درست حسابی ای نداشت . همسرشم که کارگر بود و ساکن روستا بودن . یه...
-
قشنگ تر از پریا
1398/02/12 09:14
دیروز جیم جیم دوستم (اگه یادتون باشه) ، زنگ زد . گفت حالش خوبه و با همون یار قشنگ فر فریش مونده و اوضاعشون خوبه و کلی حال خوب دارن . گفت عصر برم پیشش دو تا چای دبش بزنیم بر بدن . گفتم نمیتونم . زر زدم . میتونستم اما نرفتم . نمیدونم چرا اینجوریم . وقتی راهم جدا میشه دیگه دلم نمیخواد با ادمای قبلی باشم . نه خبر از نادیا...
-
خاموش بخوان
1398/02/10 21:45
نمیخواید روشن بشید خاموشای وب ؟
-
دندون
1398/02/08 12:26
دندون پزشکی یه چیز دردناک و بیخوده :((
-
استرس
1398/02/06 18:21
استرسی منو گرفته که اصلا نمیدونم منشاش چیه .
-
شوهر جمع کنه
1398/02/04 21:54
یه دختر ترشیده ای بود حول و حوش چهل و پنج به بالا , شبیه این بادمجون له شده های ته ظرف ترشی بود :)) عاقو این استاد عفونی ما بود , یه روز اومد پسرا رو جدا کرد واسه خودش , برد بهشون پیتزا داد :)) با پسرا خیلی خوب بود , زن ستیز عظما بود . دقیقا این عفریته ی کون غنچه ای یه ادا بازیایی از خودش در میکرد که مشخص بد سر عقده...
-
گوه کننده
1398/01/29 22:42
-دوباره اومدی گوه بکنی تو اعصاب من؟! تا الان حال من خوب بودا تو اومدی ریدی تو اعصاب من! پ.ن: گوه کننده اعصاب بودم وقتی گوه نمیکردن تو اعصابتون یه زمانی من مودی ترین حالت ممکن بودم . بیخودی قهر میکردم دعوا میکردم زر میزدم ، زر خیلی زیاد میزدم :)) گوه میکردم تو اعصاب اینو اون . اصلا عادتم شده بود کسی رو که خیلی دوس...
-
خاکستری
1398/01/29 20:30
این روزای پیش رو که میبینید , آینده ای خاکستری تیره داره ! روزای بدون امید , ساختاری ضعیف تر از گوه .
-
عشقا
1398/01/26 20:54
سلام عشقا :)) عنتون گرفت یا نه ؟! :)) یه بگایی خاصی توی جمله سلام عشقا هست :)) هر ننه قمری رو میبینی توی اینستا میگه "سلام عشقا". سلام خرمگس ! سلام شتر ! سلام گوریل :/ *در رابطه با کلاسای پرورش ذهن که یه سری دنبالش بودن ، چرخزنان داره کلاس برگزار میکنه بچه ها ، اگه میخواید برید پیجش و ثبت نام کنید . **من...
-
محیای عزیزم
1398/01/25 21:21
عشق همیشگی من محیا ؛ سلام ! الان که این نامه (تکست) رو میخونی جسمم از جانم جدا گشته و همه جا دنبال تو میگرده . سرگردون و خسته و کلافه مثه دیوونه ها فقط راه میرم و به هرکسی که میرسم از تو میپرسم تا سرنخی ازت پیدا کنم . محیای عزیزم ، مینیسک زانوم خیلی اذیته ناموسن :( و اینکه شاد باش ، دنیا رو به کیرت بگیر ارزش غصه خوردن...
-
شکلاتی
1398/01/24 20:23
یه آقای جوونی هست توی خیابونمون ، که مغازه شکلات فروشی داره . همیشه سعی میکنه تعامل خوبی با مشتری ها داشته باشه با همه مهربونه و همه رو میخندونه :) موقع کریسمس درخت کریسمس تزیین میکنه ، در مورد گلدون های مختلف به مشتری هاش اطلاعات میده ، خاک گلدونشونو عوض میکنه ، گیاهشونو قلمه میزنه ، گیاه پژمردشونو احیا میکنه ، در...
-
آذر
1398/01/22 00:58
فضای مجازی چیزی جدیدا به اسم خشونت علیه زنان که با نامه های آذر باب شد . توی این دو سه روز اخیر نامه به آذر و لیست باید ها و نباید هاشو دیدید . تعجب اور بود ،خیلی زیاد . ولی من بیشتر از بچه هایی که از خودشون و لیست خودشون گفتن تعجب کردم... . یه جورایی هممون این خریت رو کردیم . حق نداری با فلان دوستت بیرون بری ، حق...
-
شومیز موخوم
1398/01/19 17:26
باید بگم که شومیز قیمتش نجومی رفته بالا ! ساده ی ساده هیچی نداره تازه قیمتش صد و خورده ای !
-
سرورتون
1398/01/17 23:47
رفتم کلی خرت و پرت جهت درست کردن دستبند های سنگ و مرواریدی خریدم ، عاقو چقدر سخته :( کمرم شکست :)) خلاصه که سرورتون از هر انگشتش هنر میچکه ؛))