هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

همه میپرسن از فلان چیز که چاره ی دیگه نداری جز قبول کردنش راضی ای؟از چیزی که نمیتونی تغییرش بدی و افتاده وسط زندگیت گله ای نداری؟خوبه؟

به همشون یه جواب دادم: چاره ی دیگه ای هم دارم؟

جواب همه: نه خب...ایشالا خیر باشه برات

باشه عباس اقا مرسی که گفتی 

 هرچی پیش میومد میگفتم اینم یه قسمت از زندگیه اینم یه جورشه که باید تجربه کرد،تا کجا دیگه؟،سن گاو مشد حسنوند دارم بسه دیگه

تجربه نیس بگاییه خالصه

نشستم منتطر مرگ!با خودم میگم من دیگه کاری ندارم تو این دنیا،همه چی تکراری و لوس و مسخرست منتظر چیه که نمیاد

با مهارت و فلان و اینا هم درست نمیشه نیاید باز کسشر بگید

سبزه ش سبز تره؟دریاش ابی تره؟آسمونش صاف تره؟به درد من نمیخوره هرجا برم باز همین ادمان و همین اب و همین سبزه ست