مادربزرگم حالش خوب نیست
اومدیم شیراز
اینجا خوشحال نیستم
انگار توی قوطی کبریتی گیر افتادم و مدام تکانم میدن
داد که میزنم نادیده میگیرند
حال من خوب نیس