هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

عااارههه

یادمه اون اولا که ببمارستان میرفتم و زرت و زرت کراش میزدم 

یه بار از یه پسره خوشم اومد و باهاش دهن به دهن شدم یه تیکه بهش انداختم برگشت گفت بخواب بابا لحاف یخ کرد

اون جواب خیلی بی ربط بود در جواب  چیزی که من گفتم ولی کاملا واضح بود داشت در لفافه میگفت برو کستو بده 

من اونجا متوجه شدم که چند تا چیزو سرلوحه کارم قرار بدم:

یک: با پرستار ها قاطی نشم

دو: فاصله م رو از پرستار جماعت حفظ کنم چون صد در صد جنده ی توجهن و سرشون تو کون دکتره که ماهانه چقدر درمیاره

سه: با رفتارم بهش بفهمونم تو از من پایین تری که زرت و زرت فضولی نکنه 

چهار: پرستیژ کاری خودم رو حفظ کنم و به دکتر هایی که حرفشون سنده و مو لای تشخیصشون نمیره نزدیک تر بشم و بیشتر یاد بگیرم.