چقدر سرده بیرون.
لباس بافت هم میپوشی جوابگو نیست.
اومدم چند تا یخ بردارم بندازم تو لیوانم، چندشم شد.حالم از یخ بهم میخوره.از رنگین کمونم بدم میاد.از چوب و قایق چوبی و هر چیز چوبی که رو اب وایسه.
اولین بار که ویدیو رو دیدم و دیدم داره با دستش اون چیز چوبی رو میچرخونه یاد اسیاب بادی افتادم که میچرخه. همشتصویر اسیاب بادی چوبی میاد تو ذهنم.
دو روز پر استرس و خیلی بدی رو گذروندم.
چهارساعت خوابیده بودم و صبح با داد و بیداد بیدار شدم و تا شب تپش قلب و اضطزاب خفه م کرد.
دم دمای غروب قرص خوردم به جنون دچار نشم.
باز شبش نخوابیدم.
الانم از ترکیبحس های زیاد دچار بی حسیم.