هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

گرد شید خاله زنک شیم

نمیدونم این چندمین باره پیش میاد شاید واقعا خر میشیم و عقلمون رو از دست میدیم! 

شاید واقعا تنهایی اونقدر فشار میاره که خوشحال میشیم کسی رو کنارمون داشته باشیم و چشممون رو روی همه چیز میبندیم.

الان خیلی سخت شده کسی رو پیدا کنی که ادم حسابی باشه.

دیروزبحث بود از کجا آشنا بشیم با کسی؟ تیندر! اخه تیندر جای دوست و شریک زندگی پیدا کردنه؟ فوقش وان نایت استند  رو جوابگو باشه.

فیسبوک خیلی شوهر داشت این اپ های الان برکت نداره شوهرا رو بردن فقط لاشیا موندن.

حالا یکی از دوستامون میخواست مهاجرت کنه و دنبال ازدواج بود که سگ بخوره این شانسو اصلا نگفت تو کی هستی محیا جون :))))

ولی پرسید کسی رو میشناسی؟ منم گفتم خیر.

رفت و با یه دختری دوست شد و گفت قصدش مهاجرته و دختره هم از خدا خواسته و خلاصه بعد از چند ماه به ننه بابا و همه گفت.

خانواده ش که مخالف بودن بهش گفتن این دختره به ما نمیخوره و واقعا هم نمیخورد نه مالی نه خانوادگی.

دختره یه مامان پیر داشت و با هم توی خونه زندگی میکردن و مشخص بود دوست ما گوشت دندون گیریه واسش.

خلاصه جور شد و رفتن. چند وقت زنگ زدنای دوستمون به من بیشتر شد و رفتار های دختره براش سوال بود و میگفت چیکار کنم چیکار نکنم.

گفتم گوهیه که خوردی علی جون :)) بشین باهاش حرف بزن ببین حرف حسابش چیه.

بالاخره دو سه سال طول میکشه ادم جا بیفته و جای خودش رو پیدا کنه. اینم درگیر همین کارا بود که دید واقعا نمیتونه دختره رو تحمل کنه.

حالا دختره ی خر صبر میکردی اونجا موندگار شی جای پات سفت شه بعد این خربازیا رو دربیاری :))

نمیدونم دیگه ویزا گرفت یا نه خبر داد که جدا شده.