هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت جراحت و خونریزی داره :)) وداع با هفت :))

هشت زنگ زده ، من نبودم گوشیم پاویون بود .

دستم رو بریدم اومدم پاویون چسب زخم بردارم . دهن سرویس مگه بند میومد ؟! چند تا چسب زخم مصرف کرد .

نرفتم سراغ گوشیم .

دیگه خلاصه چند بار دیگم زنگ میزنه ، دوستم پاویون خواب بوده میبینه گوشیم داره خودکشی میکنه بلند میشه جواب میده  به هشت میگه هفت دچار جراحت شده خونریزی داره  بیا باهاش وداع کن :))

این دوستم خیلی مسخره و دیوونس (همونکه عاشق هومن شده) :)) خلاصه هشت کارشو کنسل میکنه میاد بیمارستان نگهبانی بهش اجازه ورود نمیده میگه من از کجا بدونم تو شوهر هفتی واقعا .

عاقا خلاصه هشت میمیره و زنده میشه صد بار دیگم زنگ میزنه کسی جواب نمیده .

من کارم تموم شد شیفتم آف شد .

اومدم دیدم چه خبره !! کلی میس کال داشتم . 

بساطی بود :)) اگه بدونید چطوری این قائله رو ختم بخیر کردم .

دوستمم اومده بود عذرخواهی میکرد :)) پررو پررو وایساده میگه اخه بادمجون بم که آفت نداره :)) به هشت میگه اقای هشت من با شوخی گفتم چطور متوجه نشدی :))

بیچاره خانواده هم اومده بودن :)) 



پ.ن:


بهشون گفتم دوستم پاویون خواب و بیدار بوده ، بچه ها در مورد اینکه خون دستم بند نمیاد صحبت کردن ، اینم یه چیزهای نامفهومی‌ فهمیده و فکر کرده خونریزی وسیعیه :))

خلاصه ختم بخیر شد . (فکر کنم خیلی فحش خورد فقط :)) )


*دلم میخواست جلوی نگهبانی بگیرم هشت رو بغل کنم محکم محکم محکم . کاش‌ اونم همین حس رو داشته باشه :( 

*خیلی سعی کردم جو رو اروم کنم به دوستم چیزی نگن . بیچاره خودش مثل ادم اومده بود عذر خواهی کنه از همه . خودشو برای فحش خوردن اماده کرده بود :)) گناه داشت .

*ممنونم از همتون مرسی مرسی مرسی از همه :* ببخشید نمیام بهتون سر بزنم . این دهن سرویس کصافت وقت نمیذاره برامون.