واااااییییی عاشق این حرکت بی شعورانه شدم :))
وقتی یه مهمونی خودجوش خودشو دعوت میکنه خونه ی ننه ی هشت و من اصلا ازش خوشم نمیاد و اون روز جمعس و هشت خونه ست ، میریم توی اتاق هشت در اتاق رو میبندیم و تا جایی که ازم بربیاد که برمیاد و حتی بیشتر هم برمیاد هشت رو تحریک و تشویق میکنم برای شیطونی .
عاقا یه حالی میده یه حالی میده که نگو و نپرس !
فکر کن مهمونش بدونه منم خونشونم ولی نه بذارم هشت بره از اتاق بیرون و نه خودم برم :))