هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

آف

خدا رو شکر امروز آفم . البته چند تا چارت برای فردا باید اماده کنم و پرینت بگیرم و پرس ... .

هومن به برو بکس گفته که اردیبهشت عروسیشه ، خبرش از جراحی تا سوختگی پیچیده :))

دوستم پوستشو پیش یکی از بامرامای پوست لیزر کرده ، از اون دکترای بامراماااا از اون خوبای لیزر :)) انقدر صمیمی و لاتی باهات حرف میزنه انگار نه انگار خانم دکتره :)) دمش گرم از این ادمایی که کلا رو بازی میکنه . ظاهر و باطن یکیه .

شنبه ها همیشه جزو روزهای شلوغ منه و از شلوغ بودن خسته نمیشه برای همین مثل بقیه ویکند و هالی دی نداریم :/ پنجشنبه و جمعه سر کار هم باشیم باید برنامه های شنبه رو اماده کنیم .

تازه هشت هم باشه ! خدا رو شکر خیلی اخلاقش خوب شده و خیلی خوب درک میکنه .

بچه ها هم که قبلا یه جو معرفت داشتن این روزا دیگه جا به جا هم نمیکنن :/ تازه من اصلا تا الان جا به جایی نداشتم و اونا اگر میخواستن جا به جا کنن من قبول میکردم .

برای شنبه هم باید ناهار اماده کنم دیگه خسته شدم از فست فود و بیسکوییت و ... . واقعا خیلی بد شدم قبلا رعایت میکردم و سالمتر غذا میخوردم .

و اینکه الان دارم منت هشت رو میکشم از رفرنس بخونه من تایپ کنم و بدم پرینت بگیره که میگه کار داره :/ ناموسن برم جرش بدما :/