هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

هفت دقیقه

حاوی الفاظ رکیک

اولین تولد

وقتی پنج شش سالم بود برام تولد گرفتن . فقط خانوما بودن .

یه کیک خوشگل داشتم که کارکتر های مدرسه ی موش ها دور یه میز شام جمع شده بودن و روی میز پر از میوه و غذا بود .

اواسط مراسم داییم زنگ زد و مامانم رفت و وقتی اومد دستش یه ساعت عروسکی خوشگل بود . اولین ساعت مچی ای که گرفتم .

خیلی قشنگ بود عکس روی در ساعت یه دختر مو طلایی بلا بود که وقتی بازش میکردی ساعتو دیجیتالی نشونت میداد .

چند روز بعد که داییم رو دیدیم گفت هفت دایی من یه تراش  دراکولا برات خریده بودم یادم رفت بهت بدم .

من هنوز اون تراش دراکولایی رو دارم .

وسط اون همه پارچ و لیوان و اتو !! 

این خاطره ی اولین تولدیه که داشتم و هیچوقت فراموشش نمیکنم . 

ممنونم که خاطره ی قشنگی برام ساختید .