والا عید شده تا لنگ ظهر خوابیدن این هیولا (هشت) .
هشت خیلی تنهاست .
یک روز عادی هشت :
ظهر بیدار میشه ناهارشو توی اتاقش میخوره ، یکم توی یوتیوب و این طرف و اون طرف دنبال اهنگ های متال میگرده و کلش رویال بازی میکنه ، میره روی تختش دراز میکشه با من حرف میزنه ، همچنان روی تختش به حالت دراز کش هست ، به ترتیب با گوشی و کامپیوترش خودشو سرگرم میکنه (سیستمش خراب شده نمیتونه زیاد باهاش سرگرم شه) ، دو ساعت باشگاه میره ، برمیگرده خونه میره توی اتاقش و دراز میکشه روی تختش تا ساعت دو و سه شب به همین منوال با گوشی و کامپیوتر ادامه میده و با من میحرفه و من میرم میخوابم . ایشون تا پنج بیداره و همچنان روی تختش دراز کشیده تا خوابش ببره .
کلا بیست و چهار ساعته روی تختش دراز کشیده .
آدم بیرون نیست .
درونگراست .
تفریحی نداره .
با هیچکس به جز من در ارتباط نیست .
نمیتونم برم پیشش چون عیده و سرم شلوغه .
جدیدا مبتلا به واریکوسل شده به خاطر فعالیت سنگینی که توی باشگاه داره .
میگه : من نمیدونم پس این گولاخا چرا مبتلا نمیشن ؟!
میگم چون مثه ادم رژیم غذایی و مکمل دارن . (مکمل نمیخوره هیچی)
من نمیدونم چه گناهی در زندگیم مرتکب شدم که باید هوای دم و دستگاه عاقا رو داشته باشم ؟!