سطح درامدمون بستگی به کاری که میکنیم داره . من فعلا مشغول کار نیستم . اگر الان هم کار کنم سطح درامد هشت بیشتر از منه .
از نظر خانواده هم ، کفه ی من سنگینی میکنه اما نه با اختلاف زیاد. اینکه خانواده ها در یک سطح باشن (هم کفو) مهم ترین بخش قضیه ست . در هرصورت یا اخلاق گند باباشو داره یا ننش ، از زیر بوته که به عمل نیومده .
اگر اینجوری در نظر بگیری که نترس بودن و سرکش بودنم مزیت های خودشو داره انقدرام ترسناک نیست ولی مهم ترینش اینه که میدونم کسی هست که منتمو بکشه .
یه جنگ و گریز عاطفیه ، اگر هشت بذاره کنار این رفتارشو و انقدر دنبال من نباشه ، این من میشم که دنبالش میرم .
یه بُعد تربیت پدر و مادرم کار کردن روی جسور بودنم بود ، البته من خودم هم این روحیه رو داشتم . پدرم هم همیشه میگفت هرچی شد نترس . همیشه نقش حامی بودن رو حفظ کردن ، و میدونم اگر خدایی ناکرده طرد بشم یا مجبور به ترک ، کسی هست که پناهم باشه .
هشت از اون مرد های محکم که میشه بهش تکیه کرد ، ابهت مدیریت یک رابطه رو داره . خیلی قشنگ رابطه رو مدیریت میکنه که منم راحت واسه خودم قهر میکنم تا بیاد منت کشی . یعنی حتی این قهر کردن من حد و مرزی داره . مثلا توهین نمیکنم ، غرورشو خورد نمیکنم و نمیذارم حرمت ها بینمون شکسته شه . اونم حواسش هست .
از طرفی ما ازدواج کردیم و به هم متعهد هستیم هر چی بشه باز هم باید تلاشمون رو برای حفظ تعهد و رابطمون داشته باشیم .
هر کدوم از این ها هم که بذاری توی معادله ی خودش ، بازم اگر اون طرف تساوی چیزی به اسم عشق و دوست داشتن نباشه جواب نمیده .
اگر هشت هیچکدوم از این کارها رو نکنه یا اگر من امنیت رابطه رو از دست بدم ، باز تلاش میکنم به دستشون بیارم ، به شرطی که هنوز تکیه گاه باشه و بتونه رابطه رو مدیریت کنه .
*** هفت سال اختلاف سنی داریم .
عزیزم کسی رو نمیشه به زور نگه داشت . سنگ از اسمون بیاد کسی بخواد بمونه می مونه ، اگر نخواد بمونه هم سرد شدن هوا رو میندازه تقصیر تو و میره . من عادت به قضاوت ندارم و امیدوارم چیزی که به صلاحته پیش بیاد .