من خیلی سخت گیرم و به تمام جزئیات گیر میدم.کوچکترین چیزی از نظر من پنهان نمی مونه.توی درمان این مسئله خیلی به درد من خورده و خیلی وقت ها شرح حال کامل مریض مسیر رو عوض کرده مخضوضا در تشخیص افتراقی.جایی که کارو جدی نگیرن یا از زیرش در برن رو مغز منه و اعصابمو کیری میکنه.کار باید درست و روی روال طبق پروتکل انحام بشه.اینجا ایرانه و چی سرجاشه که این باشه و ول کن خانم دکتر چه گیرایی میدی و این کسشرا رو برنمیتابم.کسیم گوه اضافه بخوره میرینم به هیکلش.گوه میخوری تو چیزی که ازش سررشته نداری زر میزنی.بدبختی سررشته هم داره ولی کارو سرسری میگیره و باعث خسارت میشه و من باید خسارتشو بدم.چرا؟چون حواسش نبوده.
خب عنتر چشاتو وا کن.یه اعصاب خوردیایی این کلینیک و کلینیک بازی داره که خدا میدونه.