شاید تقصیر خودمه ، انقدر انرژی منفی میدم و انتظار انرژی مثبت دارم .

بچه تر که بودم همیشه مثبت فکر میکردم و روز های تاریک کمتری داشتم .

من اخلاق هشت رو میشناسم ، اگر دختری در کار نباشه ، میتونم بهش زنگ بزنم ... .

فقط یک صحبت کوچیک میتونه هشت رو به من برگردونه .

اما این کارو نمیکنم ... .

همیشه همینجوری بودم ! راه حل رو داشتم اما کاری نمیکردم تا زمان خودش پیش ببره .

اه باز بحث به هشت کشیده شد ! 

تمام ذهنم رو مشغول خودش کرده و منم با گفتن بهش فکر نکن خودمو گول زدم .