یه مبحثی بود به اسم آموزش ، که باید به مراجعت آموزش میدادی .

 

 

یه بار یه خانومی مراجعه کرده بود برای آز اسپرم شوهرش .

بهش گفتم تا پنج روز س*کس نداشته باشید و بعدش ظرف رو پر کنید و بیارید .

تشکر کرد و رفت .

بعد از یک دقیقه برگشت گفت ببخشید اگه امروز کرده باشیم حساب میشه ؟! (متنفرم از لغت کردن)  گفتم شما تا پنج روز سک*س نداشته باشید بعد نمونه رو پر کنید و بیارید .

تشکر کردن و رفتن .

دوباره بعد از یک دقیقه اومدن و گفتن خانوم ببینید امروز که پونزدهمه فروردینه بچه ها صبح رفتن مدرسه ما کردیم عیب نداره ؟ 

گفتم نه عزیز ایرادی نداره شما پنج روز دیگه نمونه رو بیارید .

دوباره گفت اخه نمیشه سه تا پنج روز خیلی زیاده .

رفت و بعد از چندین دقیقه برگشت گفت خانوووم خااانوووم ؟ !گفتم بله ؟ گفت خانوم پنج روز دیگه میشه پنجشنبه اقامون رو پنجشنبه ها حساسه نمیشه یه نوبت دیگه بهم بدید یه روز دیگه بیارم ؟! 

:/

استادی داشتم با علم بسیار زیاد و بشدت کار درست . ایشون خیلی جدی و خشن بودن و بسیار مودب و کم حوصله و خیلی هم رُک ! سنشون خیلی زیاد بود .

یه خانومی باردار بودن و تحت مراقبت بودن . 

  استاد داشتن شرح حال میگرفتن و من و دو سه تا از دوستام اونجا بودیم . بعد از مصاحبه خانومه استاد رو صدا زد و گفت ببخشید آقای دکتر ما وقتی میکنیم اونجام خیلی میسوزه میشه یه دارو بنویسید ؟ 

استاد ما هاج و واج مونده بود گفت به این دخترا بگو :)) 

.

استاد برای مصاحبه رفته بودن ما هم طبق معمول به دنبالش :))

پرسید خانوم شما مجردی ؟ 

گفتن بله .

دوباره پرسیدن میدونم مجردی میخوام برات سونو بنویسم . (روش نمیشد بگه رابطه داشتی ؟)

گفتن بله مجردم .

اینبار پرسیدن خانوم خیلیا مجردن اما رابطه دارن منظورم اینه رابطه نداشتی ؟! 

یکدفعه گفت وااااااااا خاک به سرم دیگه چییییی ؟! معلومه نههههه

استاد گفت خیلی خب خیلی خب نمیشه حرف زد .